نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1388 توسط خانم خانما
همان گونه که بچه ها با چشم های گریان,
اسباب بازی های شکسته ی خود را برای تعمیر و بازسازی نزد
ما می آورند ,
من نیز رویاهای شکسته ام را پیش خدا بردم چرا که او دوست
من بود ,
اما به جای اینکه اورا با صلح و آرامش , تنها گذارم تا کارش را
انجام دهد در اطراف او پرسه زدم و کوشیدم
با راه و روش خودم , او را کمک کنم .
سرانجام کوشیدم آنها را پس بگیرم و گریان گفتم
چگونه می توانی تا این حد آهسته پیش بروی ؟
او گفت : (( فرزندم !چه کار میتوانم بکنم , تو هرگز اجازه نمی
دهی که کارها در مسیر خیر و صلاح تو پیش برود.))
طبقه بندی: عبارات تاکیدی مثبت، مقالات روانشناسی و خودشناسی، داستان های موفقیت و جذب آگاهانه،
برچسب ها: من نیز رویاهای شکسته ام را پیش خدا بردم، صلح و آرامش، تو هرگز اجازه نمی دهی که کارها در مسیر خیر و صلاح تو پیش برود،
اسباب بازی های شکسته ی خود را برای تعمیر و بازسازی نزد
ما می آورند ,
من نیز رویاهای شکسته ام را پیش خدا بردم چرا که او دوست
من بود ,
اما به جای اینکه اورا با صلح و آرامش , تنها گذارم تا کارش را
انجام دهد در اطراف او پرسه زدم و کوشیدم
با راه و روش خودم , او را کمک کنم .
سرانجام کوشیدم آنها را پس بگیرم و گریان گفتم
چگونه می توانی تا این حد آهسته پیش بروی ؟
او گفت : (( فرزندم !چه کار میتوانم بکنم , تو هرگز اجازه نمی
دهی که کارها در مسیر خیر و صلاح تو پیش برود.))
( لورتابرنز)
طبقه بندی: عبارات تاکیدی مثبت، مقالات روانشناسی و خودشناسی، داستان های موفقیت و جذب آگاهانه،
برچسب ها: من نیز رویاهای شکسته ام را پیش خدا بردم، صلح و آرامش، تو هرگز اجازه نمی دهی که کارها در مسیر خیر و صلاح تو پیش برود،
تبلیغات 
