تبلیغات
*** قدرت تفکر مثبت , جادوی انرژی مثبت *** - انتخاب خودمان !
*** قدرت تفکر مثبت , جادوی انرژی مثبت ***
*** هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است ***
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 توسط خانم خانما
انتخاب خودمان: نوع دیگررنج هایی که بر ما حادث می گردد,

 انتخاب خودمان می باشد. ما در کشاکش روزگاربه دلیل عدم

تجربه و مشورت و آگاهی دست به کارهایی می زنیم که در آینده

به رنج های فراوانی دچار می شویم , اما نباید یاس به دل راه

دهیم و در هر مشکلی دچار بحران روحی و رنج های عدیده

شویم. و نباید از یاد ببریم که خداوند هرگز مارا فراموش نکرده و

 تنها نخواهد گذاشت, زیرا خود گفته :

من از پدر و مادر به شما مهربانتر و نزدیکترم !


انتخاب خودمان !

(( اوشو )) در خصوص (( انتخاب خودمان )) یا (( مشکلات خود

ایجادی )) فقط به نقل حکایتی بسنده می کند:

در هندوستان , شکارگران برای شکار میمون سوراخ کوچکی در

 نارگیل ایجاد می کنند, موزی در آن می گذارند و زیر خاک

پنهان میکنند. میمون نزدیک می شود, دستش را به داخل نارگیل

می برد و موز را برمیدارد اما دیگر نمی تواند دستش را بیرون

بکشد, چراکه مشتش از دهانه سوراخ بیرون نمی آید. به جای

آنکه نارگیل را رها کند , همان طور در برابر چیز غیرممکنی

می جنگد و در این هنگام شکارچی خیلی راحت ممیون را به دام

می اندازد.

(( ما نیز اینگونه هستیم , به دست خودمان به دام مشکلات می

 افتیم, اما از چیزی که به دست آورده ایم دست نمی کشیم , خودرا

 عاقل می دانیم , و این کار اوج حماقت است !))

((
جی پی وسوانی )) دریکی از خاطراتش از (( آنجالی )) - یکی

ازعارفان هند - این گونه صحبت می کند :

حکایت ایمان زن نابینا :
(( آنجالی )) همراه عده ای از دوستانش زیر سقفی از ستارگان

چشمک زن نشسته بود و باآنان درباره عشق خداوند و رحمت

های بیکرانش گفتگو می کرد. او می گفت: در همه وقایع اراده

خدا را مشاهده کنید که مادر همیشه
پرشفقت ومهربان همه ماست.

هنگام رنج و شکست همانند لحظات لذت و پیروزی به نور

بخشش و مهر او درود فرستید, آنگاه رنج دیگر شمارا نمی گزد و

 پیروزی شمارا متکبر نخواهد ساخت. در همین هنگام زنی از

آنجا می گذشت که اندوهی عمیق بر قلب او سنگینی می کرد. وی

سخنان آنجالی را شنیدو به او گفت: گفتن این حرفها برای تو آسان

 است . زخم رنج , تنها برای عده ای همچون من که هرروز رنج

 می برند آشناست. تواز خدا و نور رحمت خدا حرف می زنی,

ولی افسوس دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم تیره و تار است;

دنیایی که در آن پلیدی رشد می کند و پاکی دردهای جهنمی را

تحمل می کند.

آنجالی, به زن که کودکی در آغوش داشت نگریست و به او گفت:

همین حالا کودکت را به زمین انداز. اورا بینداز .

زن که متحیر شده بود گفت: توچه مرد عجیبی هستی! چطور می

توانم کودکم را بیندازم ؟ او می میرد !

آنجالی پرسید: آیا در ازای هزار سکه این کار را خواهی کرد؟

زن پاسخ داد: حتی اگربه اندازه ستاره های آسمان به من سکه

طلا بدهی حاضر نیستم این کار را انجام دهم.

آنجالی پرسید: آیا مطمئن هستی که اگر فرمانروایی سرزمینی را

هم به تو بدهند , حاضر نیستی کودکت را به زمین اندازی؟

زن گفت: مثل روز روشن است که اورا به هیچ قیمتی نخواهم

 انداخت ; کودکم برای من از هر ثروتی در دنیا ارزشمند تر

است.

وسپس کودکش را به سینه فشرد.

آنگاه آنجالی گفت: مادر! آیا تصور می کنی که تو فرزندت رابیش

 از خداوند که به فرزندانش عشق می ورزد دوست داری؟

زن منظور اورا دریافت و این آگاهی چون اشراق تازه ای در

درون او بود, پرسید: اگر خداوند واقعا به ما عشق می ورزد ,

پس این همه رنج و اندوه دردنیا برای چیست ؟

آنجالی گفت: رنج و اندوه در برنامه الهی , جای خودرا داراست.

وقتی که کودک تو بیمار می شود, اورا مجبور می کنی که

داروهای تلخ بخورد و توجهی به فریادها و اشکش نمی کند. روح

 ما نیز بیمار است, خداوند چون مادری مهربان , داروهای تلخ

رنج و درد را برما نازل می کند. از رنج فرار نکن; سعی نکن

از آن بگریزی بلکه با روحیه ای درست آن را بپذیر . رنج

درواقع تجربه ایست که زندگی تورا غنی و روحت را تقویت می

کند.رنج آیینه قلبت را صیقل می دهد و تو هنگامی که در آن

بنگری چهره زیبای خداوندرا مشاهده خواهی کرد. آنگاه خواهی

دانست که درهمه این حوادث, لطف و رحمت نهفته است. همه

چیز خیر است, چه امروز و چه هزار سال بعد. از خداوند تقاضا

 نکن که رنج هایت را برطرف کند, بلکه از (( او )) درخواست

کن تورا فرزند حقیقی (( خویش )) سازد.

به قول (( جیم روهن )) :

(( آرزو نکن کارها آسانتر باشد, آرزو کن تو بهتر باشی ! ))


کسی پرسید: بگو آیا در زندگی واقعی به کسی برخورد کرده ای

که این راه را که توچنین زیبا از آن سخن می گویی , پیموده

باشد؟ آنجالی چند لحظه مکث کرد, سپس گفت: سال ها پیش از

دهکده ای می گذشتم . داخل کلبه ای مخروبه رفتم . زنی پیر و

نابینا را دیدم که آنجا روی زمین نشسته بود. او زنی کاملا بی

چیز بود که در میان فقر کامل زندگی می کرد. با دیدن وضع رقت

 بار و تنهایی اش گفتم : مادر , باید خیلی احساس تنهایی کنی . او

با صدایی که هنوز در گوشم صدا می کند, گفت : به هیچ وجه .

همسایه ها مرا دوست دارند و هرآنچه را لازم است , برایم انجام

می دهند.

با تعجب پرسیدم : اما مادر , وقتی که طوفان می وزد و باران از

 سقف این کلبه چکه می کند چطور به تنهایی زندگی می کنی؟

او گفت: من احساس تنهایی نمی کنم . قلب من در آفتاب و باران

به طور یکسان خوشحال است. همسایه های خوب هرآنچه را می

خواهم به من می دهند; خواسته های من نیز کم هستند.

درکلام او چیزی بود که به من می گفت این زن پیر و نابینا و

فقیر دارای راز پنهان شادمانی بود. کنار پایش نشستم و به

صورت نورانی و بی گناهش خیره شدم. پرسش های متوالی از او

 پرسیدم, شاید که راهی به سوی رازش بیابم. سرانجام گفت: من

احساس تنهایی نمی کنم, چرا که معشوق همیشه در کنارم است.

در تاریکی و روشنایی , وقتی که همه در خواب هستند(( او )) را

صدا می زنم و (( او )) بی صدا می آید. با (( او )) حرف می

زنم. (( او )) با من حرف می زند. با داشتن (( او )) به چیزی

نیاز ندارم. (( او )) همه چیز در همه چیز است.

بی تردید (( او )) آن (( واحد )) در (( کل )) است !

همچنان که به سخنانش گوش می دادم خم شدم تا پایش را ببوسم .

چشمانم پر از اشک شده بود . صدایم از شدت احساساتم می

لرزید. می دانستم در آنجا فردی زندگی می کند که خداوند برای

او تنها واقعیت زندگی است!

او گفت : (( هرآنچه خیر من باشد, خداوند برایم پیش می آوردو

هرچه برایم پیش آید از جانب خداوند برای خیر من است. بدون

خداوند هیچ گونه شادی حقیقی وجود ندارد. آرامش ما, دراراده و

خواست او نهفته است و هرچه بیشتر با خواست (( او )) هماهنگ

شویم سرور معنوی بیشتری روح مارا سیراب خواهد کرد.))


آن زن پیر و فقیر و نابینا یکی از عاشقان حقیقی خداوند بود. او

در حضور معشوق خود یعنی, خداوند حرکت می کرد و زنده بود

و می گفت: (( خداوند هیچ گاه مرا تنها نمی گذارد, هیچ گاه از

من چشم نمی پوشد . مثل: کودکی که به مادرش تکیه می کند به 

((  او )) توکل می کنم .))



طبقه بندی: داستان های موفقیت و جذب آگاهانه،  عبارات تاکیدی مثبت، 
برچسب ها: ما نیز اینگونه هستیم، به دست خودمان به دام مشکلات می افتیم، اما از چیزی که به دست آورده ایم دست نمی کشیم، خودرا عاقل می دانیم، و این کار اوج حماقت است، از رنج فرار نکن; سعی نکن از آن بگریزی بلکه با روحیه ای درست آن را بپذیر . رنج درواقع تجربه ایست که زندگی تورا غنی و روحت را تقویت می کند.رنج آیینه قلبت را صیقل می دهد و تو هنگامی که در آن بنگری چهره زیبای خداوندرا مشاهده خواهی کرد. آنگاه خواهی دانست که درهمه این حوادث، لطف و رحمت نهفته است. همه چیز خیر است، چه امروز و چه هزار سال بعد. از خداوند تقاضا نکن که رنج هایت را برطرف کند، بلکه از (( او )) درخواست کن تورا فرزند حقیقی (( خویش )) سازد.، ( آرزو نکن کارها آسانتر باشد، آرزو کن تو بهتر باشی !، (( هرآنچه خیر من باشد، خداوند برایم پیش می آوردو هرچه برایم پیش آید از جانب خداوند برای خیر من است. بدون خداوند هیچ گونه شادی حقیقی وجود ندارد. آرامش ما، دراراده و خواست او نهفته است و هرچه بیشتر با خواست (( او )) هماهنگ شویم سرور معنوی بیشتری روح مارا سیراب خواهد کرد.))، (( خداوند هیچ گاه مرا تنها نمی گذارد، هیچ گاه از من چشم نمی پوشد . مثل: کودکی که به مادرش تکیه می کند به (( او )) توکل می کنم .))،
درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ برای استفاده در وبلاگ های دیگر شرعا مجاز نمی باشد مگر با ذکر نام منبع ( نام و آدرس وبلاگ )
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
باز دید کنندگان محترم مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
محبت انسان قوی من نیز رویاهای شکسته ام را پیش خدا بردم او یک شخصیت دوبعدی است با یک الگوی معنوی و یک الگوی مادی. او بع نویسنده ای پنج قانون شاد زیستن را اینگونه معرفی می کند : 1- اگ درزندگی چنان باسرعت حركت نكنید كه دیگران مجبورشوند برای جلب توجه شادی ضعیف محبت او نسبت به دنیاست که گاهی این بعد بر معنویت غلبه میکند ما اهداف خود را در قالب کار و شغلی که بر می گزینیم دنبال می کنی صلح و آرامش موفقیت الوارهای خوب آسان بدست نمی آیند. درختان ضخیم طوفان های سخت تری مشکلات را می شکنند روزی از فرمانروایی پرسیدند تو که چندسال پیش پینه دوزی بیش نبودی اما بعضی اوقات زمانی كه وقت نداریم گوش كنیم یک مساله کوچک مانند یک ریگ است. اگر این ریگ را خیلی نزدیک چشمان نعمت ها و فرصت هایی بوده که زندگی به ما اهدا کرده است : (( چه ب رفاه نمی توانیداز آن دوری کنید و نمی توانید آن را تغییر دهید آن را خوشبختی طی سالیان دراز دریافته ام که مشکلات انسانها را بزرگ یا کوچک می تو هرگز اجازه نمی دهی که کارها در مسیر خیر و صلاح تو پیش برود خدا درروح ما زمزمه می كند و باقلب ما حرف می زند همیشه گذشت زمان ثابت می کند که بسیاری از رویدادهایی را که بدبی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ